ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

827

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

جوال جوال پول بر روى هم انبار مىنمودند . قبل ازاين از قرار نگارش در باب استخلاص اسراى شيعه از جانب معدلت جوانب شاهنشاهى به نوّاب وليعهد دوران فرمايشى به صدور پيوست ، لهذا درين اوقات امتثال فرمان دارا را به استخلاص ولايت سرخس و اسراى مسلمانان كمر همّت بست . در اوقاتى كه محمد خان قرائى از قرار نگارش در شهر مشهد مقدّس تصرف نموده بود ، ابراهيم خان بيگلربيگى هزاره را كه مخذولا و معزولا در نزد او مىزيست ، به استمالت ايل هزاره نامزد نمود . مشاراليه مبلغ يك هزار تومان است از جماعت سالور سرخس خريدارى نمود و چون تنخواهى موجود نداشت ، ايل و عيال و عروس خود را گرو داده و جمعى سوار آماده كرده روى به ايل هزاره آورد . اسكندر خان برادرزاده‌اش با شير محمد خان اسب‌ها را از مشار اليه گرفته ، او را بىنيل مرام راجع ساختند و طايفهء سالور سرخس در عوض تنخواه خويش به نگاهدارى اهل و عيال او پرداختند . محمد حسن خان ولد ابراهيم خان كه كوچكش در درست سرخسيان بود ، به دربار شوكت‌مدار نوّاب نايب السلطنه آمده خلاصى عيال خويش را استدعا نمود . بالجمله ، حضرت و الا بعد از مراجعت از فتح خبوشان ، مدت ده روز در شهر مشهد مقدس توقف فرمود و يورش به ولايت سرخس را تداركى به سزا نمود . در ظاهر ، صلاى عزيمت به ولايت هرات درداد و روز يكشنبه دوازدهم شهر جمادى الاوّل از ارض خلد محل حركت نموده روى به ولايت سرخس نهاد . ريش‌سفيدان ايل سالور را كه از قرار اظهار در دور خبوشان به حضور پرنور آمده بودند ، در مشهد مقدس گذاشت و آنچه لشكر از ركابى و آذربايجانى و خراسانى و توپخانه و غيره آماده بود ، به همراه برداشت و روز پنجشنبه شانزدهم به منزل آق‌دربند رسيد و لشكر مأموره از دور خبوشان در آن منزل به اردوى و الا [ 460 ] ملحق گرديد . مهدى قلى خان و محسن خان برادران محمد خان قرائى با سيصد نفر جمعيت در آق‌دربند به شرف ركاب‌بوسى مشرّف آمدند و از ظهور الطاف شامله مورد انواع عزّ و شرف شدند . حضرت و الا به قانون سپاهىگرى ، افواج قاهره را از سواره و پيادهء نظام و غير نظام چهار قسمت فرمود و هر قسمتى را به عهدهء احدى محوّل نمود . نوّاب اميرزاده طهماسب ميرزا را با سوارهء شاهيسون و افشار